سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
25
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)
باشد و حال آنكه طبق فرموده مصنف ( ره ) روايت بطور صريح بر مطلوب ايشان دلالت ندارد زيرا مضمون روايت ابدال در هم طازجى بدرهم مشغوش بوده منتهى كسى كه در هم مغشوش را گرفته شرط نموده كه ديگرى برايش انگشترى بسازد و اين مضمون هرگز دلالت بر جواز - زيادى در معامله نقدين ندارد و تقرير مدّعى اينست : اهل لغت فرمودهاند : طازج به معناى خالص است و غلّه غير آن و بعبارت ديگر مغشوش را گويند با توجه به اين معنا ميگوئيم : وقتى در مقابل در هم خالص مغشوش عوض قرار داده شد قطعا كسى كه مغشوش بوى منتقل مىشود شئ زائدى داده و ناقصى را دريافت كرده لاجرم براى تكميل و پر كردن جاى نقص زيادى حكميه را كه ساختن انگشترى باشد منظور نموده است پس اشتراط صياغه در مقابل غش قرار مىگيرد و اين غير ممنوع بوده و مطابق با قاعده است حتى اگر بجاى آن زيادى عينيّه نيز قرار بدهد منعى بر آن نيست بلكه بايد گفت اگر بدون شرط چنين معاملهاى صورت گيرد به اعتبار تفاضل و اختلاف عوضين معامله صحيح نيست پس در نتيجه در چنين معاملهاى هرزيادى را ميتوان شرط كرد و از مورد روايت تعدى نمود البته در بيع در هردرهم به درهمى نمىتوان اينطور قائل شد چنانچه برخى از فقهاء گفتهاند بلكه تنها در خصوص بيع در هم خالص به مغشوش . قوله : للرواية التى رواها ابو الصباح الكنانى الخ : روايت مزبور را مرحوم صاحب وسائل در ج 12 ص 480 به اين سند نقل فرموده :